تبليغاتX
وبلاگ بزرگ زندگی شاد و موفق

وبلاگ بزرگ زندگی شاد و موفق
بيائيد همه موفقيت و شادي را تجربه كنيم

منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب
...............

در باره وبلاگ

سلام گرم ما به همه دوستان ، آشنایان و هم میهنان ارجمند
هدف از نوشتن این وبلاگ فقط درمیون گذاشتن مطالبی که ما به مرور زمان آموختیم و سعی در استفاده از اون در زندگی خودمون داریم با شماست .
خوشحال مي شيم پس از خواندن مطالب ، براي بهتر شدن وبلاگ نظرتونو بنويسين . همچنین در صورتی که مایل به تبادل لینک هستین می تونین از طریق قسمت نظرات اعلام کنین .
هنگامه و محمود


آرشیو وبلاگ
آبان 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385

موضوعات وبلاگ
تصاویر جالب
جملات قصار
مطالب خواندنی
مطالب آموزشی
خلاقیت
سایر موارد

نویسندگان وبلاگ
محمود
هنگامه

پيوندها
عضويت رايگان در انجمن متخصصان ايران
داستان هاي غزل كوچولو
جستجوی خبر - پارسیک
آپلود عكس
محاسبه گر دقیق سن
روز تولد شما به سال میلادی
تفكر مثبت
خدا و عشق
گفتارهاي حكيمانه
تو مي تواني
عوامل موفقيت و سعادتمندي
مطالب آموزشي عارف
درد كه از حد گذشت
راز شاد زيستن
ساقي نامه
راه راست
آينده بهتر
دنیای ان ال پي
چند كيلو اميدواري
فكر برتر
مديريت در هزاره سوم
موفقیت, قدرتمندی , ثروتمندی و دیگر هیچ
وبلاگ مديريتي
# آپدیت nod32 #
:: قالبهای بلاگفا ::

امکانات وبلاگ!


اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS



طراح اين قالب

محمدرضا ابراهیمی


Powered By:
BLOGFA.com


مادر روزت مبارك

کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و پرسيد : مي‌گويند فردا شما مرا به زمين مي‌فرستيد اما من به اين کوچکي بدون هيچ کمکي چگونه مي‌توانم براي زندگي به آنجا بروم ؟

خداوند پاسخ داد : از بين تعداد بسياري از فرشتگان من يکي را براي تو در نظر گرفته‌ام او از تو نگهداري خواهد کرد .

اما کودک هنوز مطمئن نبود که ميخواهد برود يا نه ؟ کودک گفت : اما اينجا در بهشت من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اينها براي شادي من کافي هستند . خداوند لبخند زد و گفت : فرشته تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهي کرد و شاد خواهي بود .

کودک ادامه داد : من چطور مي‌توانم بفهمم مردم چه مي‌گويند وقتي زبان آنها نمي‌دانم .

خداوند گفت : فرشته تو زيباترين و شيرين‌ترين واژه هايي را كه ممکن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني .

کودک با ناراحتي گفت : وقتي مي‌خواهم با شما صحبت کنم چه ؟

اما خدا براي اين سئوال هم پاسخي داشت و گفت : فرشته ات دستهايت را در کنار هم قرار خواهد داد وبه تو ياد خواهد داد که چگونه دعا کني .

کودک سرش را برگرداند و پرسيد : شنيده‌ام که در زمين انسان‌هاي بدي هم زندگي مي‌کنند . چه کسي از من محافظت خواهد کرد ؟

خداوند پاسه داد : فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد حتي اگر به قيمت جانش تمام شود .

کودک با نگراني ادامه داد : من هميشه به اين دليل که ديگر نمي‌توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود .

خداوند لبخند زد و گفت : فرشته‌ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه باز گشت نزد من را خواهد آموخت ، گرچه من هميشه در کنار تو خواهم بود .

کودک مي‌دانست که بايد به زودي سفرش را آغاز کند . او به آرامي يك سئوال ديگر از خدا پرسيد : خدايا اگر من بايد همين حالا بروم ، حداقل نام فرشته ام را به من بگو !؟

 خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد : نام فرشته ات اصلاً اهميتي ندارد ، اما تو مي تواني او را مادر صدا کني . . . 

 

نویسنده: محمود ׀ تاریخ:شنبه بیست و سوم خرداد 1388 ׀ موضوع: مطالب خواندنی

©All rights reserved to mahmood578.blogfa.com <<>>theme by: iTheme