يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت .
بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت.پرسش اين بود :
شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد از جلوي يك ايستگاه اتوبوس ميگذريد .سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند ، يك پيرزن كه در حال مرگ است .يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است . يك خانم یا آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد .
شما مي توانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد.كدام را انتخاب خواهيد كرد ؟ دليل خود را شرح دهيد .
____________________________
پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد
____________________________
بقیه این حکایت جالب را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب |